خرید بک لینک
اولا...

موجیم که آسودگی ما عدم ماست...

دوما...

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل...

سوما...

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود...

نتیجه...

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ، کار ما شاید اینست، که در افسون گل سرخ شناور باشیم...

در نهایت، کاملا خلاصه...

زندگی درک همین اکنون است.

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 4:06

اونروزی، یکی از بچه ها، که از قضا آدم بسیار باهوش و خوش اخلاق و باحالی هم هست، اومد پیشم و سوالی پرسید... آقا؟ چرا اومدید مدرسه درس میدید؟ چرا وقتتون نمی ارید تا چیز مهمی بشید؟ راستشو بخواید، خیلی دلم

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 4:06

فردا امتحان دارم... امتحانی بسیار سخت... کلی هم برایش وقت داشته ام، هیچی هم نخوندم...هیچی یعنی واقعا هیچی... و مدیونی فکر کنی برام اهمیت خیلی ویژه ای داره... سوال اینه که چرا من اینقدر نسبت به این درس

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 4:06

زمانی بی سوادی شما بر شما عیان میگردد....زمانی که بخوای یه لیست کتاب خوب به یه نفر پیشنهاد بدی و تاکید کنی که همه کتابهایی که داری پیشنهاد میدی رو خوندی...

لطفا هر کتابی که براتون ارزشمنده و شخصا مطالعه کرده و از مطالعه اش لذت بردید رو به بنده پیشنهاد بدید. هر کتابی، به هر زبانی، در هر سبکی، به هر شکلی...

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 4:06

آدمها عوض میشوند! خیلی هم عوض میشوند!

گاهی آدم آنقدر عوض میشود، که بنشیند در حرم امام رضا، زار زار گریه کند... قابل باور نیست، میدانم!

کنتور روی 11 سال و 10 ماه و 14 روز متوقف شد. تمام

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 4:06

پست قبلی، در مورد سالاد...تاریخش تموم شد...

انشالله یه وقت دیگه...

گفته بودم که ممکنه اتفاقی یه روز در حین سالاد خوردن همو ببینیم...

باشه تا وقت دیگری...

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 4:06

ده سالی میگذره از اولین باری که به عنوان معلم رفتم سر کلاس... هشت سالی از اولین باری که مسئول کلاسی شدم...پنج سالی از وقتی که درسم توی کارنامه کسی تاثیری داشته... دو سالی از زمانی که معلم رسمی و اصلی

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 4:06

صفحه بندی